پروانه اى در يك شب مهتابى و زيبا
آزاد شد از بندهاى تنگِ ابريشم
دست نسيمى بالهايش را نوازش كرد
حسِّ لطيف و نازكى همرنگ ابريشم
از شوق، قلب كوچكش در سينه مى كوبيد
شاعرترين موجودِ شعرِ روشنايى بود
آن سوتر از تاريكىِ بيگانه ى جنگل
در جستجوى كورسوىِ آشنايى بود
با دوستانش بال مى زد بر فرازِ شهر
هر چشمه ى نورى دل پروانه اى را برد
فانوسهاى كهنه جشنِ عشقبازى بود
آرام، هر پروانه در پاى يكيشان مُرد...
آن سوى بزمِ بوسه هاى داغِ آتشگون
بالاتر از مهمانىِ فانوس هاى زرد
از لابه لاى شاخه ها نور سپيدى ديد
يك ماه كامل بود، وقتى خوب دقت كرد
ماهى كه در اوجِ سياهى دلبرى مى كرد
عشقى خنَك، روشن، سپيد و آسمانى داشت
نه زردى اش در سينه ى پروانه گم مى شد
نه روى بالش بوسه هاى آتشين مى كاشت!
تا دل به دستش داد ، قلبش آسمانى شد
شب تا سحر در خلسه ى مهتاب، مى رقصيد
با بالـــــهايش ابـــــرها را آشنا مى كرد
وقتى كه پشتِ چشمهايش خواب مى رقصيد
تكليف فرداى رفيقانش مشخص بود
_پروانه ها دنياى بى آلايشى دارند
يك جرعه ى نور طلايى رنگ، مى خواهند
تا زندگيشان را به دست نور بسپارند
بى وقفه مى چرخند و مى چرخند و مى چرخند...
بى حرف، مى سوزند و مى سوزند و مى سوزند...
در بند عشقى ناب، از پرهاى رنــــــگارنـــــگ
با شمعها پيراهنِ خورشيـــــــــد مى دوزند
پيرى، پرِ پروانه ها را در نمى يابَـــــد!
پروانه يعنى نوجوانى...عشق...خاموشى...
چيز عجيبى نيست. هم معنا و همراهست
در كشور پروانه ها "مرگ" و "هم آغوشى"_
پروانه راهِ عاشقى را خوب ميدانست
اما دلش دنبال ناممكن ترينها بود
اين كه هميشه رهسپارِ آسمان باشد
در اشتياق او به هر پرواز، مى افزود
پروانه باور داشت عشق و درد، باهم نيست
با عشقِ غيرِ آتشين هم زندگى زيباست!
حيف است پاى آتشى سوزنده جان دادن
وقتى تمامِ زندگى يك جشنِ بى همتاست
ميشد به جاى حل شدن در دود و خاكستر
با يك نگاه تازه حرف نور را فهميد
با بالهايي مثلِ ميز گلفروشيـــــها
شبها به روى خوابهاى شهر گل پاشيد
پروانگى مى كرد تا فرزانگى هر شب
تصويرهاى تازه اى از عشق، پيدا كرد
زيبايىِ ادراكِ عشقى جاودانى را
در لحظه هاى خلوتِ مهتاب، معنا كرد
در سرزمينِ رنگىِ پروانه ها هر روز
وقتى كه خورشيد از افق آرام، سر مى زد
بالاتر از عطرِ نمازِ صبحِ اَفــــراها
پروانه اى تنها به عشقِ ماه، پر مى زد...
یک امشب را زود برس...
ما را در سایت یک امشب را زود برس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166