یک جوری دیگر باید نوشت
ساعت 4:24 بامداد هفدم 8 نود 7
کجا باید برم ی دنیا خاطرت تورو یادم, نیاره
دوتا ضربدر اون بالا یعنی نت ندارم انتن ندارم
ی جاییم پر از هیچکس
صدای اروم رودخونه
کجا باید برم ک یک شب فکر تو منو راحت بزاره
یه شب پر از سکوت
فقط خودمو حال خودم
دوتایی
تنهای تنها
چه کردم باخودم ک مرگ زندگی برام فرقی نداره
میخوام تکلیفمو با خودم روشن کنم یعنی باید روشن کنم
ولی دوسدارم این حالمو
بهداده پرتقال خونی
محاله مثل من تو این حال من کسی طاقت بیاره
نمیدونم چرا نمیتونم بد باشم
نه اینکه خوبم نه ها
ولی دوس دارم... دوسدارم یه جاهایی بد ذات باشم
ایا یکی بهم بگه بد ذاتی
ایا تاثیری داره رو چرخ زمونه؟
ایا اینهمه گفتن خوب ذاتی تاثیری داشته؟
ته دلم یه الزایمره ی الزایمری ک فراموش میکنه نون و نون ها رو
باید رجوع کنم ب یه مستندات ک یادم, بیاد نون هارو
خصلتمه نمیدونم خوبه یابد
کجا باید برم ک تو هر ثانیم تورو اونجا نبینم
این حالمو دوس دارم هرچند ک اذیت کنندس
انگاری دوسدارم تو اذیت باشم
دوسداری ؟
چنتا میخ بزارم ...
لا اله الا الله
کجا باید برم که تا ابد به پای تو نشینم
نگام کن
اروم باش
قراره با ارامش حرف بزنیم
گوش کن صدای اب رو
ب ستارههای اسمون نگاه کن
راستی من قبلنا ی ستاره داشتم برا خودم
کوشش؟
کجا رفتی؟
میدونم خیلی قبل قبلنترا خاموش شدی
پ چرا اومدی تو زندگیم
چرا اومدی منو هوایی کردی گفتی من ستاره توم و رفتی
این رسمشه؟
وجدانن این رسمشه؟؟
نه وجدانن این رسمشه؟؟؟
قراره بعد تو چه روزایی رو تو تنهایی ببینم
ای بابا باز ک گر گرفتی
اروم باش نگاه صدای رودخونه ، نگاه ستاره ها رو
نه اصا ستاره هارو نگاه نکن
ستاره ک نونه
ستاریه نون
دیگه هرجا برم چه فرقی میکنه از عشق تو همینم
بعضی وقتا دلم میخواد فحشت بدم
بعضی موقع ها میخوام بد باشم برات، بد ذاتی کنم برات
اما تا میام بد باشم بد ذاتی کنم ،الزایمر میگیرتم
که چراباید بد باشم ، هوم برای خودم
و فقط میتونم
جونیمو سفر کردم ک از تو دور شم یک دم منو هر جور میبینی شبیه یک سفر نامه ام
شاید .. شاید اینجور حال دلمو خوب کنم ک خوبم نمیشه خودم میدونم
گول میمالم سر خودم
میشناسم خودمو
دروغ ک نداریم
امروز بیقرارتر از روزهای قبل
بی پرواتر از حال مچاله دلم زدم ب جاده
یعنی اوردنم
ک کمی حالم خوب شه
هر چند خودم مسؤل بودم تدارکات چی بودم همیشه و دایه بچه ها بودم
ولی با این حالم فقط رو صندلی نشودنم سرویس دادن بهم
خودمونیم حال میده ها اینجورم
صندلی جلو ماشینم خوبه ک تکیشو دادن ب عقب برات
دوسداشتم منم کاری کنم اما بااین اوضام...
فقط پای منقل بودم و تایید میکردم ک خوبه قرمز شده
دومی رو بچرخون
قرار بود تا صب بشینن ها ولی خواب ب همه فشار اورد دونه دونه رفتن ک بخوابن
و فقط من موندم ی منقل ذغالی ذغالدار مشتی
و ی گرمای ک داره ب دست صورتم محبت میکنه
گرمای محبت.
یه نگاه اندر عجیبانه ،دوکلمه ایی جالبیه ، میشه راجبش ی مقاله نوشت حتی
ی مقاله ک میشه توی ای اس او ثبت کرد
راسی ی تخته سنگ بزرگم داره اینجا
و منو این تخت سنگها بسی خاطراتی داریم
کمی نوشتنم اروم شده
کجا باید برم ک یک شب فکر تو منو راحت بزاره
راسی کجا باید برم
05:07
...
ذهنم خالی شد ی دفعه
خواستم ی چی بگم
چی بود
مممممم
میگن تا 30ثانیه اگه یادت نیاد دیگه ب خاطرش نمیاری دیگه
میون شلوغی ذهنم گم شد حرفم
30ثانیش تموم شد
مممم چی بود راستی
زور نزن هر چند نوک زبونمه ولی تایمش تموم شد
دوسداشتم الان پای لپ تابم میبودم
کمی دست میکشیدم رو کیبوردش
یکیشونه بیدار کنم ک منو برسونه؟
بد ذاتی کنم ،کمی؟ یک امشب را زود برس...
ما را در سایت یک امشب را زود برس دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 14:38